الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

433

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

لزوم چيزى را براى تاثير عميق بخشيدن تكرار كند ، اما هر زمان به شكلى تازه و صورتى نو كه ملالتخيز نباشد . بعلاوه مطالب مكرر قرآن مفسر يكديگر است ، و بسيارى از مشكلات از اين طريق حل مىشود . بعضى آن را نيز اشاره به تكرار تلاوت قرآن و كهنه نشدن بر اثر تكرار تلاوت دانسته‌اند . و بعضى اشاره به تكرار نزول قرآن كه يك بار به صورت دفعى بر قلب پيامبر ص در شب قدر نازل شده ، و يك بار هم به صورت تدريجى طى 23 سال . اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد تكرار حقيقت قرآن در هر زمان و تجلى تازه اى از غيبت از آن با گذشت سال و ماه است . از ميان اين تفسيرها تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد ، هر چند تضادى در ميان آنها نيست و جمع همه آنها ممكن است ( 1 ) . بعد از اين توصيف به آخرين ويژگى قرآن در اين بحث يعنى مساله نفوذ عميق و فوق العاده آن پرداخته ، مىگويد : « از شنيدن آيات اين قرآن لرزه بر اندام خاشعان از پروردگار مىافتد ( و مو بر تنشان راست مىشود ) سپس پوست و قلبشان ، برون و درونشان نرم و آماده پذيرش ذكر خدا مىگردد ، و آرام و مطمئن مىشود » ( * ( تَقْشَعِرُّ مِنْه جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّه ) * ) . چه ترسيم جالب و زيبايى از نفوذ عجيب آيات قرآن در دلهاى آماده ، نخست در آن خوف و ترسى ايجاد مىكند ، خوفى كه مايه بيدارى و آغاز حركت است ،

--> ( 1 ) « مثانى » چنان كه زمخشرى در « كشاف » آورده ممكن است جمع « مثنى » ( بر وزن مصلى ) به معنى مكرر بوده باشد ، و يا جمع « مثنى » ( بر وزن مبنا ) از تثنيه به معنى تكرار گرفته شده است ( كشاف جلد 4 صفحه 123 ) .